تبليغاتX
به جای عشق یه علامت سوال/.؟ *

 

و اینجاست که سایه شیطان را بر روی کعبه می اندازند . . . !!!!

 

 

استلام البیت حرام، ابراج البیت حلال .
(شا‌خ‌هاي شيطان در اطراف کعبه)


تا چند سال پیش، بلندترین بنای مُشرف به صحن مسجدالحرام، قصر ملک فهد، سلطان پیشین مملکت عربی سعودی یا همان خادم الحرمینی بود که بر بلندای ابوقُبیس، صدها متر فراتر از مخدوم خود نشسته بود. مهمانان خاصّ پادشاهی سعودی در ایّام حج در این قصر ضیافت اتراق می‌کردند تا ضمن انجام اعمال، از آن بلندا ناظر صحن مسجد و طواف حاجیان باشند. امّا امروزه دیگر، این بنا در برابر برج در دست ساخت «ابراج البیت» کوچک می‌نماید. درست مقابل رکن یمانی. این بنا که معرّفی‌اش خواهم کرد، قرار است در سال 2012 م. افتتاح شود. بر این مُژده گر سر فشانم رواست. در تمام نقاط جهان و میان همة اماکن مقدّس مذهبی، هیچ بنایی تاکنون مجال و جرئت قد برافراشتن به این قدّ و قواره را نداشته است.

       برج‌هاي تجاري مکه (ابراج البيت)، که در واقع بايد «شا‌خ‌هاي شيطان» خوانده شود،  سرشار از نمادهاي ماسوني، بناي کعبه را به محاصره گرفته، کار لرد فاستر، معمار و ماسون نامدار، و «مجتمع بن لادن» [1] [2] [3]

    


    در سال 2012، که از ديدگاه فرقه‌هاي شيطاني شروع «نظم نوين دنيوي» است
    ساختمان "ابراج البيت" به پايان مي‌رسد و کعبه چنين در سايه نمادهاي شيطاني قرار خواهد گرفت.    

 

برج رفیعی که در میان دو بال قرار گرفته، در نوع خود بزرگترین ستون اوبلیکس جهان است که از عهد مصر باستان تاکنون ساخته شده است.

همة کسانی که تا یکی دو سال پیش در ایّام برگزاری حجّ تمتّع در رمی جمرات، ستون شیطان را سنگباران کرده‌اند، شکل ستون میانی خانة شیطان را به یاد دارند. ستونی چهارگوش که در انتها، نوک هرمی مشکلش خود را می‌نمایاند. این ستون همان ابلیسک است که امروزه به عنوان یکی از معروف‌ترین نماد فراماسونرهای جهان قابل شناسایی است.
میدان بزرگ رو به روی کاخ سفید در واشینگتن، میدان ساختمان بزرگ واتیکان، پاریس، لندن، برزیل و صدها نقطة دیگر جهان، نمونه‌هایی از این ستون را به نمایش گذاشته‌اند. حضور این نماد در هر کجای جهان نشان دهندة حضور و سلطة فراماسونرها بر مقدورات و مقدّرات آن سرزمین است. در کشورهایی همچون ترکیه و مصر هم که برای مدّت‌هایی طولانی فراماسونرها زمام امور سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را در اختیار داشته و دارند، این نماد مقدّس ماسونی خود را می‌نماید. در ایران خودمان هم نمونه‌هایی از این ستون را تا سال 1357 قد برافراشته داشتیم.

برج ایفل در فرانسه و برج ساعت لندن دو نمونة فانتزی ابلیسک هستند که توسط معماران ماسونی ساخته شده‌اند. امّا ابراج البیت بر بلندای مسجدالحرام گوی سبقت را از همگان ربوده است. این برج‌ها، در خود بزرگترین ابلیسک جهان را در امّ القرای جهان اسلام جای داده‌اند؛ البتّه، با تخریب ستون خانة شیطان در رمی جمرات و جایگزین شدن دیوار عریضی به جای آن. این برج‌ها با ابتکار معمار معروف ماسون‌ها؛ یعنی آقای لرد فاستر قد برافراشتند تا هم پاسخی به اسائة ادب مسلمانان به شیطان در وقت تخریب ستون‌های خانة‌ شیطان در رمی جمرات باشد و هم جبرانی برای آن. از اینجا، برج‌های مشرف بر مسجدالحرام و خانة کعبه با دو برج بزرگ دروازه‌ای شکل ساخته شد تا به همگان اعلام نماید نه تنها مملکت سعودی، بلکه خانة مقدّس مسلمانان جهان نیز در آغوش ما و تحت سلطة ماست.


ماجرای «دروازه‌ها» نیز جالب است. در مصر باستان در میان ساحران و پس از آن در میان کابالیست‌ها و فراماسونرها، دو ستون دروازه‌ای شکل بر پهنة زمینی شطرنجی (مانند کف‌پوش شطرنجی تمامی لژهای ماسونی) به عنوان دروازة ارتباط با جهان ماورایی ابلیسی شناخته می‌شدند. اعمال کثیف مانند توهین به مقدّسات و مناسک شیطان پرستان و جادوگران، باعث بودند تا امکان ارتباط انسان‌ها (یا همان جادوگران و ساحران) با نیروهای اهریمنی شیطانی و جنّی ممکن شود. امروزه اشرار یهود و فراماسونرهای درجة بالا و کابالیست‌ها برای ارتباط با نیروهای شیطانی و اعمال قدرت بر رقیبان و مخالفان و مبارزة بی‌امان با انسان و ادیان در مناسک ویژه، از صفحات شطرنجی و دروازه‌ها و ستون‌ها بهره می‌برند.
 
 
 
 
نوشته شده توسط محمد . . . !!!
+ نوشته شده در دوشنبه 1389/11/18ساعت 6:35 بعد از ظهربه قلمشاید یه پسر خوب به نام محمد |

مستشار الملک یا محمد علی فروغی؟؟؟؟؟

مستشار الملک یا محمد علی فروغی؟؟؟؟؟

f4.jpg 

 همانطور که میدانید جدیدا جوی در بین وب مستر ها و پژوهشگران افتاده است که همه به بدنبال روشنگری و پیدا کردن نماد های ماسونی افتاده اند.

26866_787.jpg 

و این کار بسیار جای شکر دارد و ما همه از این قضیه خوشحالیم

و باز همانطور که میدانید همه ی افرادی که در این باب پژوهش میکنن متوجه نماد های ماسونی در کارهای آقای مهران مدیری شده اند و نماد های به کار رفته سریال قهوه تلخ را بررسی میکنند.

a90bcdbb539a43892efa0c5db879a991.gif 

ولی این حقیر میخواهم کل داستان رو مورد بررسی قرار بدهم!

Ghahve-Talkh(Www.TVI.IR).jpg 

اول به همه بگم که به نظر خودم و کسانی که باهاشون مشورت کردم بعید است که خود شخص آقای مدیری در به وجود آوردن این نماد ها دخالتی داشته باشه و احتمالا اگه این نماد ها از رو عمد  باشه احتمالا عاملان نفوذی در بین عوامل نفوذ کرده اند که این نماد ها رو توش به کار میبرند.

 

خوب برسیم به بحث اصلیمون

همونطور که میدونید محمد علی فروغی یک ماسون درجه ی 33 بود. و قدرت بسیاری داشت!

n00056236-b.jpg&t=1 

تا آنجا که پادشاهان ایران رو نصب و عزل میکرد

 f7.jpg

محمد علی فروغی هیچ گاه خود را دخیل کارها نمیکرد و فقط به عنوان مشاور به شاه دستور میداد!

A0602536.jpg 

شاه از خود هیچ اختیاری نداشت و دستورات محمد علی فروغی را اجرا مینمود!

shahs.jpg 

مثلا در قضیه کشف حجاب در دوره ی رضا شاه آقای فروغی دستور این کار رو صادر مینمود و رضا شاه هم انجام میداد!

n000 2305-r-b-012.jpg 

یعنی همه ی کار ها به طور غیر مستقیم از طرف محمد علی فروغی انجام میشد. اصلا شیوه ی ماسون این جوریه!

Foroughi1-300x283.jpg 

حالا من با دیدن پک 12 سریال قهوه ی تلخ یعنی قسمت های 31 تا 33 دیدم که جناب مستشار الملک دقیقا کار محمد علی فروغی را انجام میدهد.

z1lqu4bfiegmtdnkrph.jpg 

و شباهت های بسیار زیاد بین این دو را متوجه شدم!

f13.jpg 

یا محمد علی فروغی؟؟؟؟؟)خوب اول شباهت ظاهری و قیافه ی این دو که از لحاظ گریم جناب آقای سیامک انصاری بسیار شبیه به محمد علی فروغی میباشد

f4.jpg 

نکته ی بعدی لقب این دو نفر است: محمد علی فروغی معروف به ذکاءالملک و نیما زند کریمی (سیامک انصاری) معروف به مستشار الملک میباشد!

f16.jpg 

حالا اگر نوع فعالیت این دو را مورد بررسی قرار دهیم متوجه یک مطلب بسیار جالب میشویم!

msn-double-exclamation-mark.jpg 

همانطور که گفتم محمد علی فروغی پادشاهان رو انتخاب و عزل و نصب میکرد.

Muhammad-Ali-Furughi.jpg 

در قسمت 31 جناب مستشار متوجه غده ای در بدن جهانگیر شاه میشود.

3088824a-33ee-4e47-99b7-a8555e1b6069.jpg 

 در قسمت 32 سعی میکند تا همه را راضی کند که پادشاه برکنار شود و زمام امور را به دست بلوتوث بدهد

IMAGE634200524826093750.jpg 

 و بلاخره در قسمت 33 موفق میشود با تلاش زیاد و با بهانه ی مریضی جهانگیر شاه وی را از سلطنت بر کنار و بلوتوث را پادشاه نماید.

28640860072564750188.jpg 

نکته ی بسیار جالب این است که تمام مقامات و وزرای دربار سعی کردند تا کاترین و پسر در راهش شاه و مادر شاه شوند ولی مستشار الملک به تنهایی توانست بلوتوث را شاه نماید.

82343.jpg 

و البته خودش وزیر وی شد و دستورات را به بلوتوث میداد و بلوتوث هم اجرا مینمود.

4av2clkqhh222yr5fc.jpg 

و خود مستشارالملک در کتاب خاطراتش نوشت: من توانستم با سعی فراوان جهانگیر شاه را برکنار و بلوتوث را جانشین کنم حالا خودم میتوانم کارها را به بلوتوث بگویم و او اجرا کند.

bscap001-150x150.jpg 

البته نکات دیگری هم وجود دارد که حتما خودتا با دیدن این سریال به آن پی میبرید

شاید بگویید که آقای مهران مدیری میخواسته شخصیت محمد علی فروغی را به طور غیر مستقیم نشان دهد و لی نکته اینجاست اگز این گونه باشد در این نقش مستشار به صورت یک منجی که میخواهد همه چیز را مرتب و منظم کند و به صورت نقش مثبت فیلم نشان داده شده است!

این در لفافه به این معناست که فقط اندیشه ی فراماسونری میتواند وضعیت جهان را منظم و مرتب نماید!

 

در هنگام ورود کاراکتر "بلوتوث" به داستان، وی شعری میخواند که بسیار عجیب است . که چه قدر جالب است که یک یونانی چنین شعری را درباره مشرق و سرزمین امن و موعود میخواند :

http://www.yasiupload.com/uploads/1389/11/12966699751.jpg

http://www.yasiupload.com/uploads/1389/11/12966699752.jpg

سرزمین امن و قرار ؟ پرندگان مهاجر ؟ . چقدر جالب و اتفاقیه که این جملات ما را به یاد رژیم اسرائیل می اندازد . که مردمانش مهاجرانه به آنجا رفتند . البته این فقط یک تحلیل است نه تعمیم و همه میدانیم که اتفاقی است .

----------------------------



 


در هنگام ورود کاراکتر بلوتوث به داستان وی به یکی از بازیگران، یک زیتون میدهد . چقدر جالب است که زیتون (اگر اشتباه نکنیم )عبری آن همان "موسی" (ع)، پیامبر قوم یهود میشود . و به طور اتفاقی زیتون در پشت دلار های آمریکا به شکل جالی به کار رفته مثلا در پشت یک دلاری در سمت راست 13 برگ زیتون دیده میشود. البته تا آنجا که بررسی کردیم در طرح های قدیمی هیچ کدام از تاج هایی که سزار های یونانی بر سر میگذاشتند میوه زیتون نداشت شاید هم ما ندیدیم !

امیدوارم منظورم رو متوجه شده باشین.

نوشته شده توسط محمد . . . !!!!

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1389/11/18ساعت 6:29 بعد از ظهربه قلمشاید یه پسر خوب به نام محمد |

هفت تصویر از هفت گناه بزرگ

...................

غرور

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

.................

حرص و طمع

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

..................

شهوت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

....................

خشم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

.............

شکم پرستی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

.................

حسادت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

.................

تنبلی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

.........................

آسمان تعطیل است

بادها بیکارند

ابرها خشک و خسیس

هق هق گریه خود را خوردند

 

...............محمد..............

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/02/06ساعت 8:43 بعد از ظهربه قلمشاید یه پسر خوب به نام محمد |

سخنانی زیبا  از دکتر علی شریعتی ...

 

آدمهاي كه هيچ وقت احتياج به تنهايي ندارند ، معمولاً آدمهاي كم مايه ايي هستند .


اگر بخواهند از پيغمبر اسلام مجسمه ايي بريزند ، بايد در يک دستش كتاب باشد و در دست ديگرش شمشير .
 

خدا براي تنهايي اش آدم را آفريد .
 

ايمان زاييده اي ايدوئولوژي ارزش دارد ، نه ايمان ارثي يا تقليدي .
 

عشق مي تواند جانشين همه نداشتن ها شود .
 

چه رنجي است لذتها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزار دهنده اي است تنها خوش بخت بودن .
 

وقتي كه بود نمي ديدم . وقتي مي خواند ، نمي شنيدم... وقتي ديدم كه نبود... وقتي شنيدم كه نخواند ... !
 

تنها دو جا است كه هركسي خودش است، بستر مرگ و سلول زندان .
 

هيچ گاه تنهايي و كتاب و قلم ، اين سه روح و سه زندگي و سه دنياي مرا كسي از من نخواهد گرفت ... ديگر چه ميخواهم ؟ آزادي چهارمين بود كه به آن نرسيدم و آن را از من گرفتند .
 

هر كس به ميزاني كه به تنهايي نياز دارد ، عظمت دارد و بي نياز تر است .

 
 

من تنهايي را از آزادي بيش تر دوست دارم .
 

بد دردي است در انبوه خلق ، تنها بودن و در وطن خويش ، رنج غربت كشيدن.
 

وقتي يک روح از سطح زمان خويش بيش تر اوج ميگيرد و از ظرف تحمل مردم زمان ، بيشتر رشد مي كند ، تنها ميشود.
 

من از ميان همه ي نعمت هاي اين جهان، آن چه را برگزيده ام و دوست ميدارم، تنهایي است.


آدم ها همچون كوه ها همگي با همند و تنهايند .
 

در تمام عمرم جز تنهایي و تفكر و غم و عشق ، سرگرمي اي نداشته ام .
 

اگر تنها ترين تنها شوم، باز خدا هست . او جانشين همه ي نداشتن هاست .
 

من از سقف و نظم و تكرار گريزانم و سعادت خانوادگي تنها بر اين سه پايه استوار است!!
 

تو هرچه مي خواهي باشي باش ، اما ... آدم باش !!!
 

چقدر نشنيدن ها و نشناختن ها و نفهميدن ها است كه به اين مردم ، آسايش و خوش بختي بخشيده است !!!
 

دنيا به اندازه اي كه مرا براي هميشه پر كند، ندارد .
 

مقلدها هميشه از اصلشان بيش تر افراط ميكنند.
 

هر كس مظلوم است ، خودش ظالم را ياري كرده است .
 

همه بشرند ، اما بعضي ها انسان اند.
 

هميشه از آن جاهايي كه غالباً هيچ كس انتظار بعثت يک روح، يک استعداد و يک نبوغ را ندارد، كسي مي آمده و كاري ميكرده و مسير تاريخ را تغيير مي داده .
 

در مملكتي كه فقط دولت حق حرف زدن دارد، هيچ حرفي را باور نكنيد . 


 

سرنوشت كار خودش را مي كند و ما ابزار نا آگاه اوييم .
 

آنجا كه سخن از حقيقت است ، بحث از واقعيت بي جاست .
 

دلهره زنده ماندن ، زندگي را از ياد ميبرد . 


 

هر كس آن چنان كه در بيداري است ، خواب مي بيند .
 

اگر پياده هم شده سفر كن ، در ماندن مي پوسي.
 

مگر نمي داني بزرگ ترين دشمن آدمي فهم اوست؟ تا مي تواني خر باش تا خوش باشي.
 

امروز گرسنگي فكر ، از گرسنگي نان فاجعه انگيزتر است .
 

پيش از آنكه بينديشي تا چه بگويي؟ بينديش كه چه ميگويم؟
 

براي خوشبخت بودن ، به هيچ چيز نياز نيست جز به نفهميدن !
 

آدم وقتي فقير مي شه ، خوبي هاش هم حقير مي شه .
 

آنها كه مي دانند چگونه بايد مرد، مي دانستند كه چگونه بايد زيست ؟
 

همه بدبختي هاي ما ناشي از اين است كه نسل كهنه ي ما به تحجر مبتلا است و نسل جديد به هيچ و پوچ .
 

هر گز از ظلم نناليده ام و از خصم نهراسيده ام و از شكست نوميد نشده ام ، اما از اين كلمه شوم "مصلحت" ، دلم را سخت به درد آورده بود .
 

هيچ كس دنيا را آن چنان كه هست نمي بيند، بلكه هر كس دنيا را آن چنان كه خودش هست مي بيند.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/01/20ساعت 1:28 بعد از ظهربه قلمشاید یه پسر خوب به نام محمد |

سلام

امروز میخوام یکم از رشته تحصیلی خودم براتون بگم که بینهایت دوسش دارم

باید بگم من توی انتخاب واحدام فقط ۱۵تا گذینه پر کردم که ۱۴تاش جغرافیا بود که همون اولی قبول شدم خیلی هم راضی هستم.

شاید با این نوشته هام کمکی هم کرده باشم به کسایی که میخوان این رشترو ادامه بدن.

اکثر افراد فکر میکنن که جغرافیا به اسم دوتا کوه و دریا و پایتخت حفظ کردن ختم میشه ‌، ولی اگه یکم تحقیق کنین میبینین که این علم چه دامنه گسترده و بینهایت کاربرد داره ، هم توی زندگی معمولی هم برای بسیاری از کارهای موجود.                                                                                                  به جرأت میتونم بگم این روزها همه ی علوم یجورایی کم یا زیاد حتما نیازمند جغرافیا هستند.*شما هر کاریرو نام ببرین و به چگونگی تشکیل و چگونگی بقای اون دقت کنین متوجه میشین که چه تأثیراتی از جغرافیا گرفته و خواهد گرفت.                                                                                                      ممکنه با این حرفای من فکر کنین خیلی تعصبی به جغرافیا علاقه دارم و دارم زیاده روی میکنم، باید بگم درسته من تعصبی جغرافیارُ دوست دارم ولی اصلا زیاده روی در گفتن نمیکنم.

چند مورد از کاربردهای جغرافیارُ براتون معرفی میکنم :       

ژئومورفولوژی ، آب و هوا شناسی ،  GIS كه داراي كاربردهاي بسيار بسيار مفيد و ارزشمند براي تكنولوژي است ، كاربرد عكسهاي هوايي در بسياري از امور ، و ، و ، و  

اميدوارم يكمي تحقيق بكنين بعد نظر بدين

ممنون                      

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/07/28ساعت 2:51 بعد از ظهربه قلمشاید یه پسر خوب به نام محمد |

 خدا هست؟

دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود.

استاد پرسید:آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟

کسی پاسخ نداد.

استاد دوباره پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟

دوباره کسی پاسخ نداد.

استاد برای سومین بار پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟

برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد .استاد با قاطعیت گفت:

با این وصف خدا وجود ندارد.

دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود واجازه خواست تا صحبت کند .

استاد پذیرفت .دانشجو از جایش برخواست واز هم کلاسی هایش پرسید:

آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟

همه سکوت کردند .

آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد ر ا لمس کرده باشد؟

همچنان کسی چیزی نگفت .

آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟

وقتی برای سومین بار کسی پاسخ نداد دانشجو چنین نتیجه گیری کرد که استادشان

مغز ندارد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/05/09ساعت 7:13 بعد از ظهربه قلمشاید یه پسر خوب به نام محمد |

سلام

می خواستم ازتون خواهش کنم که برای پدرم

دعا کنین

دیشب عمل کردنش

تروخدا اگه تونستین برای یه لحظه کوتاه

 براش دعا کنین

از همتون ممنون

این مدت که نبودم همش به خاطر دانشگاهم بود

درسام خیلی سخته نمی تونستم زودتر بیام

از این به بعد بیشتر میام

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/04/02ساعت 10:26 قبل از ظهربه قلمشاید یه پسر خوب به نام محمد |

سلام

بعد از عید دومین آپمه ولی ....

ولی

ولی یه عکس میتونه نمایانگر خیلی حرفا باشه . . .   .

 

منتظر باشین .

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1387/01/24ساعت 6:37 بعد از ظهربه قلمشاید یه پسر خوب به نام محمد |

 

 

به هر حال پرونده سال 86 رو باید با همه خوبی و بدی هاش بست
 
و به استقبال سال 87رفت تنها چیزی که از 86 در ذهن ما می مونه خاطراتش
 
هست. 86 برای ما سالی پرازلحضات شادی وغم بود, بعضی اوقات خندون و بعضی
 
از وقت ها هم غمگین به قول یکی از دوستان شادی و غم مانند دو اتاقی هستند
 
در کنار هم که شادی ها و غم ها در اون خوابیده اند باید حواسمونو جمع کنیم
 
که در لحظات شادی اونقدر در اون غرق نشیم که با هیجان و سر و صدامون
 
غم رو از خواب بیدار کنیم همیشه در لحظات شادی فکر کسانی باشیم که این
 
خنده به دلیل مشکلاتی که دارن روی لباشون نمی شینه.
 
در سال جدید هر کس برنامه و هدف هایی در زندگی شخصی و کاریش داره که
 
امیدواریم موفق باشه.
 
همین جا هم رسما عید نوروز رو به تمامی دوستان گلمون تبریک عرض می کنیم
 
و امیدواریم سالی پر بار و خوبی در کنار خانواده محترمتون داشته باشید.
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/28ساعت 4:2 بعد از ظهربه قلمشاید یه پسر خوب به نام محمد |

سلام به همه

چرا همش از چیزایی که نداریم با خودمون و دیگران صحبت می کنیم؟

مگه ما چی نداریم؟ یا چی باید داشته باشیم؟

مگه قرار بوده که ما همه چی داشته باشیم که نداریم؟

اصلا به این فکر کردیم که این چیزیو که نداریم حتما حکمتی توشه؟

اونقدر از نداشته هامون حرف زدیم که . . .

. . . که دیگه هیچی نداریم

چرا از چیزایی که داریم حرف نمی زنیم؟

......

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/12/04ساعت 4:23 بعد از ظهربه قلمشاید یه پسر خوب به نام محمد |

خیلی وقتا دلم می خواست بپرم. . .

مهم نبود تا کجا و چجوری. . .

مهم پریدن بود. . .

ولی حالا دلم می خواد بیام پایین. . .

 

به قول یکی :

اونقده رفتم و رفتم که هنوزم برنگشتم.

 

خیاله به اوج رسیدن

 

خیلی شیرین و لذت بخشه ولی ...

 

ولی وقتی به اوج رسیدی

 

باید بتونی اونجا بمونی

(یه وقت نیوفتی)

 

پرواز را به خاطر بسپار

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/10/11ساعت 7:0 بعد از ظهربه قلمشاید یه پسر خوب به نام محمد |

 

سلام بچه ها می خواستم یه حرفی ازیه دخترخانم که ازم خیلی

 خواهش کرد که در وبلوگم بنویسمشُو براتون بزارم

 خیلی براش اهمیت داشت که نظر بقیه ی دخترا یا

حتی آقا پسرا در این مورد چیه.

 

حرفش زیادطولانیو درهم برهم نبودولی به نظر من جالب بود

 

 

 

حرف اون دختر خانم:

 

برای بعضی از دخترای ایرانی متاسفم به خاطر

 

 علاقه نشون دادن به این شخصیت ها...

 

شادمهرعقیلی//پوریاپورسرخ//کامران وهومن//مهدی سلوکی

 

در این آشفته بازار تنهایی 

  دل مـن اعلاء تجارت می کند

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/06/26ساعت 2:17 بعد از ظهربه قلمشاید یه پسر خوب به نام محمد |

عشق یعنی گم شدن در کوی دوست عشق یعنی هرچه دردل آرزوست

 عشق یعنی یک تیمم یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز عشق

 یعنی یک تبسم یک نگاه عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه عشق یعنی

 سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی همچو من

 شیدا شدن عشق یعنی قطره و در یا شدن عشق یعنی پیش محبوبت

 بمیر عشق یعنی از رضایش عمر گیر عشق یعنی زندگی را بندگی

 عشق یعنی بندگی آزادگي

عاشق ديوانه منم

جنون عشقي به سرم

هر چه از آن دم بزنم

ز خويشتن دور ترم

اين چه جنونيست كه در

خانه دل مانده بجا

سلسله وار مي كشد

آگه از چشم ترم

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

تا اشارات نظر نامه رسان من و توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم

پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

ترجمه به انگلیسی

-Nobody reveals what we are pervading,
While we communicate with eyes post dividing.
Listen to me I tell you in peace and quiet with closed mouth
Reply me with your loving eye display that is our logos deciding
قلب
-عاشقی اینجا در خلوت دل شکستگی خود می گرید
و من چقدر طراوت آن چشمان معصوم را دوست دارم
آه، ببار، ببار ای چشمان زیبا
ببار که عاشق خندان فاجعه ست
و تنها عاشق گریان است که می ماند
که می میرد و می ماند
پس ببار
ببار ای چشمان زیبا
ببار


+ نوشته شده در جمعه 1386/06/23ساعت 2:53 بعد از ظهربه قلمشاید یه پسر خوب به نام محمد |

 
محمد(آي دي**
اگه ميخواي باهام صحبت كني

Script Codes بر Codes JavaScript Codes